هدف یک تیم چیست؟

هدف یک تیم تجاری فراهم کردن چارچوبی است که توانایی اعضا را برای مشارکت در برنامه ریزی، حل مساله و تصمیم گیری بهبود دهد. افزایش مشارکت موجب نتایج زیر می گردد:

  • درک بهتر تصمیم گرفته شده
  • پشتیبانی و مشارکت بهتر در اجرای برنامه
  • افزایش مشارکت در حل مساله و تصمیم گیری
  • احساس تعلق بیشتر به تصمیمات، فرآیند ها و تغییرات
  • توانایی و تمایل بیشتر برای مشارکت در تغییرات

در یک سازمان بزرگ برای اینکه تیم ها در اثر بخشی سازمان تاثیر بهتری داشته باشند، بسیار مهم است که سازمان به واحدهای کاری کوچک تر که بر اهداف و ماموریت های خود تمرکز دارند تقسیم شود.

در بسیاری از مواقع وقتی شما برای رهبری یک تیم استخدام می شوید و یا رهبری یک گروه را به شما می سپارند که از قبل ایجاد شده است. در چنین شرایطی شما مجبور هستید ایده ها و برنامه های خود را مطابق با دانش، مهارت ها و توانایی های افراد موجود هماهنگ کنید.

اما گاهی نیز شما تیم خود را ایجاد می کنید. این زمانی رخ می دهد که شما بر روی پروژه های خاص کار می کنید و یا تصمیم دارید بخش جدیدی را در سازمان ایجاد کنید.

اگر شما در شرایطی قرار دارید که باید تیم خود را ایجاد کنید در ادامه نکاتی ارائه شده است که می تواند به شما در این راه کمک نماید.

6 گام برای ایجاد یک تیم

وظایف را روشن و واضح مشخص کنید. اگر وظایف را به روشنی مشخص نکنید زمان زیادی را باید صرف کنید تا بتوانید مهارت های درست و موردنیاز را پیدا کنید.

شما باید افرادی را برای  خود انتخاب کنید که مهارت های عمومی و تخصصی لازم برای اجرای وظایف موجود را داشته باشند.

طبق یک گفته قدیمی اگر در استخدام عجله کنید در زمان فراغت خود باید از این کار توبه کنید. اگر با افراد اشتباه کارتان را شروع کنید از این کار پشیمان خواهید شد. برای اینکه بتوانید افراد موردنیاز خود را تشخیص دهید وظایف و یا اهدافی که باید آنها را انجام دهید مشخص کنید.

مهارت های موردنیاز را مشخص کنید. شما باید مهارت های موردنیاز را نیز مشخص کنید. آیا نیاز است که اعضا از مهارت های ارتباطی خوبی برخوردار باشند؟ آیا مهارت های موردنیاز هستند که در نگاه اول مشخص نیستند؟ به عنوان مثال اگر تصمیم دارید گروهی برای ایجاد یک نرم افراز جدید ایجاد کنید مطمئنا به افراد برنامه نویس نیاز خواهید داشت.

اما در عین حال به افرادی نیز نیاز دارید که بتوانند با مشتریان نهایی این نرم افزار صحبت کنند ونیازهای واقعی آنها را پیدا کنند. شما به فردی نیاز دارید که بتواند اطلاعات را بین افراد فنی (برنامه نویسان) و غیر فنی (بازاریاب ها و افراد تیم تحقیق)  منتقل کند و درکی مشترک از مشکلات مشتریان در بین اعضا ایجاد کند.

اگر تیم شما از افراد فوق العاده باهوش و مستقل تشکیل می شود شما به فردی نیاز دارید که بتواند این افراد را در کنار یکدیگر نگه دارد و آنها را مدیریت کند و در این زمینه از خود آنها باهوش تر باشد.

افراد را مشخص کنید. اگر شما قصد دارید در داخل سازمان خود یک گروه داخلی از افراد تشکیل دهید، این کار مزایا و معایبی دارد. مزیت این مورد این است که شما افرادی که انتخاب می کنید را می شناسید. نقاط قوت و ضعف آنها را می شناسید. می دانید که چه کسی در کارهای فنی قوی است. می دانید چه کسی خلاق است. می دانید که چه کسی برای کارهای دفتر مناسب نیست. می دانید که چه کسی می تواند در قطب شمال بستنی بفروشد!

عیبی که این روش دارد این است که شما نمی توانید نقاط ضعفی که در چنین تیمی وجود دارد را برطرف کنید. شما مجبور می شوید با سیاست های داخلی شرکت و یا سازمان خود روبرو شوید. شما نمی توانید از دیگر بخش های سازمان بخواهید تا بهترین افراد خود را در اختیار شما قرار دهند.

شما می دانید که رضا بهترین فروشنده سازمان شما است، اما رضا تمایلی به فعالیت در گروه شما ندارد. از طرف دیگر مدیر رضا هم به او اجازه این کار را نمی دهد. تشکیل تیم داخلی می تواند کاری سخت و خسته کننده باشد.

تشکیل تیم از افراد بیرون یک سازمان نیز نیاز دارد که شما درباره هزینه آن فکر کنید. گاهی ممکن است شما وسوسه شوید تا مثلا برای بخش بازاریابی یکی از بهرین بازاریاب ها را استخدام کنید، اما این استخدام انتخاب سایر افراد را محدود می کند. علاوه بر این، انتخاب یک فرد عالی و قرار دادن آن در کنار افراد متوسط ممکن است تعادل تیم شما را بر هم بزند.

گاهی نیز شاید با خود فکر کنید استخدام افراد مبتدی راه حل مناسبی است تا هزینه ها را کاهش دهید اما این روش نیز نتیجه ای در بر نخواهد داشت. بنابراین استفاده از افراد بیرون سازمان نیز چالش های خود را به همراه دارد.

به ترتیب درست استخدام کنید. اول منشی مدیر را استخدام نکیند! بلکه باید ابتدا مدیر را استخدام کنید. کار یک مدیر پشتیبانی و حمایت از تیم برای انجام کارها است. با افراد مهم و کسانی که تیم شما را مدیریت و رهبری خواهند کرد شروع کنید. این افراد می توانند به شما درانتخاب سایر افراد گروه نیز کمک کنند.

در استخدام های خود صداقت داشته باشید. در مزیت ها و خوبی های کار کردن در تیم خود اغراق نکنید. شما باید چالش ها و مخاطراتی که به وجود خواهد آمد را صادقانه با اعضای (بالقوه) تیم خود در میان بگذارید. “ما می خواهیم یک نرم افزار جدید طراحی و پیاده سازی کنیم. ممکن است ساعت های زیادی مجبور باشیم بر روی آن کار کنیم. حتی ممکن است مجبور باشیم روزهای تعطیل نیز فعالیت داشته باشیم. این کار مزیت های زیادی دارد اما ممکن است با این موارد و سختی ها نیز روبرو شویم.”

بیان این چالش ها و سختی موجب می شود تا اعضا متوجه انتظارت و شرایط کاری شوند. به تیم تان دروغ نگویید. شما اعضای تیم خود را از دست خواهید داد اگر آنها فکر کنند که آنها را فریب داده اید.

مدیریت کنید. بعد از اینکه تیم خود را جمع کردید باید فعالیت خود را شروع کنید. حتی تیم های خوب نیز به ندرت بدون داشتن یک رهبر خود می توانند کار کنند. این وظیفه شما است. مطمئن شوید که تیم شما منسجم است و می تواند به خوبی فعالیت کند. در ابتدا سعی کنید خود را بهبود و تغییر دهید و سپس از اعضا این انتظار را داشته باشید.

اگر شما وظیفه دارید کارهای رهبر تیم را مدیریت کنید. موارد گفته شده باز هم صادق هستند. شما باید فعالیت های تیم و رهبر تیم را طبق یک برنامه پیگیری کنید و مطمئن شوید که تیم در مسیر درست است. اگر تیم در مسیر درست نیست باید اقدامات لازم را با هماهنگی رهبر تیم انجام دهید.

اگر قصد دارید یک تیم ایجاد کنید سعی کنید از این اصول استفاده کنید، تا بتوانید یک تیم موفق و یک کار عالی داشته باشید. تیم شما باید از موفقیت ها و به خصوص شکست های خود  درس بگیرد و از آنها برای موفقیت های بیشتر استفاده کند.

منابع:

  1. thebalance

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *